تبلیغات
گروه عربی منطقه13 - کلینیک مجازی پرسش و پاسخ سوالات عربی متوسطه



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 10 دی 1395-02:44 ب.ظ

نویسنده : امیرپاشایی

کلینیک مجازی پرسش و پاسخ سوالات عربی متوسطه



کلینیک مجازی پرسش و پاسخ سوالات عربی متوسطه
 
همکاران محترم عربی لطفا سوالات آموزشی
 
خود را در قسمت نظرسنجی بنویسید


1- درجمله " من شاور الرجال شاورها فی عقولها  " آیا "رجال "می تواند ضمیر "ها" بگیرد؟

 
-در کتاب مبادی العربیه فعل را برای همه مکسرها چه مذکر و چه مونث جایز می داند.


2-در آیه"یا أیها الذین آمنوا " چرا علیرغم غایب بودن فعل،در فارسی آن را مخاطب ترجمه م
یکنند؟

پاسخ استاد اشکبوس:در جملاتی مانند " یا ایها الناس"  و "یا ایها الذین" که با حروف نداء آغاز می شوند و جملات نداییه هستند ، با توجه به اینکه در منادای نکره مقصوده شخص ندادهنده ، فرد یا افرادی را به طور اجمال قصد کرده و آنان را در نفس و ذهن خود به منزله مخاطب مجسم می کند که گویا آن افراد غایب ، پیش روی او حاضر هستند به همین دلیل در برگرداندن این عبارت به زبان فارسی (با توجه به مدل این زبان ) فعل ماضی غایب ، به صورت مخاطب معنا می شود و چنین معنایی مخالف با متن اصلی نخواهد بود.

پاسخ دکتر عباچی: ضمیر هنگامی که به اسم ظاهر برگردد باید ضمیر غایب باشد و اسم موصول (اسم ظاهر )در نظر گرفته میشود، لذا باید به آن ضمیر غایب برگردد اگرچه منادا واقع شده .

نکات بلاغی: عزیز داشتن مومن غایب (دور) به نزدیکترین وجه و او را مخاطب قرار دادن از صفات خدای متعال است.

3-نقش کلمه "بدیع" در جمله " هذا محالٌ فی القیاس بدیع " صفحه 63،التمرین الرابع کتاب
سوم انسانی چیست؟


- صفت است چون "محال" در این جمله مصدر است  و بدیع صفت آن است.
شاعر می گوید محال بودنش بدیع است.

4-نقش کلمه "غیر" در عبارت" إنّا أنزلناهُ قرآناً عربیّاً غیرَ ذی عوجٍ لَعلَّهم یَعقلون" چیست؟

"قرآناً":مفعول به ثانٍ و منصوب / "عربیّاً:صفت ومنصوب / "غیرَ ": صفت دوم / "ذی": مضاف الیه /"عوج" : 
مضاف الیه /"لعلّهم : حرف مشبهه و اسمها / "یعقلون" : مضارع مرفوع و الواو فاعله و الجملة الفعلیة ، خبر لعلّ
(الجملة الإستینافیة ( الجملة تعلیل لا محل لها)

5-در عبارت " المومناتُ یُدخلنَ الجنّةَ شاکراتٍ" ، کلمه "الجنّة" چه نقشی دارد؟

فعل "دخل و سکن " مفعول به میگیرد ، در این جا" الجنة" بهتر است مفعول به باشد.

6
- چرا در "بسم الله الرحمن الرحیم" حرف همزه"بسم" حذف می شود اما در دیگر نوشته ها آوردن همزه اسم الزامی است ؟
 به خاطر کثرت استعمال " بسم الله" همزه حذف میشود.

7- اعراب "ماهو الصحیح" 
چیست؟
"ما": اسم استفهام-خبر مقدم،محلا مرفوع، "هو ": مبتدای موخر ،محلا مرفوع ،"الصحیح" :  بدل از ضمیر است(بدل کل از کل)   هوالصحیح: جمله خبر برای مبتدا صحیح نیست و معنی را فاسد می کند زیرا انسان از یک شیء با ما سوال می کند نه از جمله...

8- اعراب کلمه "ظلما" در عبارت " یقولون فی الاسلام ظلما" چیست؟
حال جامده است به معنای " ظالمانه درباره اسلام می گویند"

9-اعراب کلمه " کثیرا" در عبارت " یا ایها الذین امنوا اجتنبوا کثیرا" چیست؟
مفعول به برا ی فعل اجتنبوا است.

10-نقش کلمه " الخوف " در جمله " إنّ التقوی علاماتٍ: الخوفَ من الجلیل " چیست؟
بدل جزء از کل است. مبدل منه "علامات" میباشد.

11- "کیف " در عبارت "کیف أدعهم فی الضلال " چه نقشی دارد؟
نقش "کیف "قبل از فعل تامه حال می باشد.

 12-در كلمة "ادفع‌" حركت حرف الف كه در اول آیه قرار دارد، چیست‌؟ علت آن را بیان كنید.

"ادفع‌" فعل امر از "یَدْفَع‌ُ" (مضارع‌) می‌باشد. طبق قواعد زبان عربی‌، برای ساختن فعل امر از مضارع‌، حرف مضارعه (یأ) را برمی داریم و حرف آخر را ساكن می‌نماییم "دفع‌" آن‌گاه چون ابتدای به ساكن ممكن نیست همزه‌ای اول آن اضافه می‌كنیم "ادْفَع‌ْ" حركت همزه متناسب با حرف پیش از آخر است‌; اگر مضموم باشد، مضموم و اگر مفتوح و یا مكسور باشد، علامت همزه كسره خواهد بود به مثال‌های زیر توجّه كنید:
یَكْتُب ــــــ ءاُكتُب‌ْ
یَدْفَع‌ُ ــــــ ءادفَع‌ْ
یَجْلِس‌ُ ــــــ ءاجْلِس‌
برای آگاهی بیشتر از قواعد ساختن فعل امر از صیغه‌های مختلف فعل مضارع به كتاب‌های ادبیات عرب مراجعه شود.(ر.ك‌: صرف و نحو عربی‌، دكتر عباس ماهیار، ص 14و15، سمت‌، و...)

13-(انه هو السمیع العلیم) رو ترکیب کنید وبگویید ه که به ان چسبیده و هو بعد از آن چه نقش هایی دارند؟

ان حرف مشبهه ه اسم ان محلا منصوب (ضمیر شان) هومبتدا السمیع خبر و العلیم خبر دوم وجمله هو السمیع العلیمخبر ان از نوع جمله اسمیه محلا مرفوع

14- آیه لا اقسم بالنفس اللوامه در ترجمه اش نوشته بود : به نفس لوامه قسم می خورم . مگه فعل لا اقسم منفی نیست ؟ پس چرا مثبت ترجمه شده ؟

"لا در عبارت فوق لای نافیه نیست بلکه لا زائد است و برای تاکید بکار می رود )
 گاهی اوقات لا می تواند زائده باشد از موارد زائده بودن هر گاه قبل از (اقسم )قرار بگیرد.


15-ص 94 كتاب عربی 3 تجربی «لن نزیدكم الا عذابا  » ترجمه آن كدام گزینه درست تر است؟
- فقط عذابی برای شما خواهیم افزود

16-  عربی 2 انسانی  النعامة طائرةٌ ؟ یا النعامه طائرٌ ؟3ـ  عربی 2 تجربی  ص111 التحلّی  منقوص؟
 چون طائرة به معنی پرنده است (نه پرواز کننده) حکم جامد را دارد هردو وجه جایز است 
توضیح بیشتر : اگر خبر مفرد اگر مشتق باشد باید در جنس و عدد مطابقت کند و اگر جامد باشد جایز  است که مطابقت کند یا مطابقت نکند.

17- منصوب به نزع خافض معنی اش چیه ؟  اگه میشه مثال بزنید
نزع به معنی کندن وخافض به معنی مجرور است منصوب به نزع خافض یعنی اسم منصوب می شود به خاطر حرف جری که وجود داشته وقتی کنده شود آن اسم منصوب می شود امروزه نقش منصوب به نزع خافض نمی گویند وبیشتر مفعول می گویند مثال: دخلتُ المسجدُ که در اصل دخلت فی المسجد بوده وقتی که حرف جر حذف شود کلمه مسجد منصوب می شود.

18- در جمله لا فتی الا علی مگه نگفتیم که اسم لا نفی جنس مبنی بر فتح و محلا منصوبه حالا در روی فتی که نمیشه فتحه گذاشت مگه اسم لا نفی جنس میشه اعرابش تقدیری باشه ؟
فتی اسم لا مبنی بر فتح مقدره است چون اسم مقصور است  نمی تواند فتحه بگیرد درنتیجه می گوئیم مبنی بر فتح مقدره محلا منصوب(چون اسم لا مبنی است)

19-در  عبارت یا قاضی - اسم قاضی مگه  منادای نکره مقصوده مبنی بر ضم محلا منصوب نیست ؟؟ پس چرا ضمه نمیشه بالاش گذاشت ؟؟  یعنی باید بگیم منادای نکره مقصوده تقدیرا منصوب ؟
چون قاضی اسم منقوص است ، پس اعراب تقدیرآ می پذیرد و اعراب ضمه بر آن ظاهر نمی شود.

20-در جمله  (انا فتحنا لک فتحا مبینا) نقش فتح مگه مفعول به نیست ؟  گشودیم  : چه چیزی را گشودیم  آخه اگه بخواهیم مفعول مطلق نوعی حسابش کنیم پس مفعول به جمله چی میشه ؟؟ مگه فعل ما متعدی نیست ؟

فعل فتحنا متعدی است و فتحا مفعول مطلق آن ولی مفعول به آن بنا به سیاق آیه به قرینه لفظی حذف شده که مقدّر آن انّا فتحناه فتحا مبینا بوده است .



21-انه هو السمیع العلیم) رو ترکیب کنید وبگویید ه که به ان چسبیده و هو بعد از آن چه نقش هایی دارند؟

ان حرف مشبهه ه اسم ان محلا منصوب (ضمیر شان) هومبتدا السمیع خبر و العلیم خبر دوم وجمله هو السمیع العلیم خبر ان از نوع جمله اسمیه محلا مرفوع

22- تجزیه ی فعل یاتی و این که مجرد یا مزید ثلاثی است؟

یاتی : فعل مضارع للغائب ثلاثی مجردمعلوم معرب معتل و ناقص(صحیح و مهموز)


تجزیه ی فعل امر به چه صورت است؟مثلا فعل اعبد

تجزیه فعل امر مثل تجزیه سایر فعل هاست اما چند نکته را باید توجه نمود(همیشه مبنی و معلوم می باشد) اعبد : فعل امر مفرد مذکر حاضر  مبنی برسکون معلوم  صحیح و سالم متعدی




نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.