تبلیغات
گروه عربی منطقه13 - متن و ترجمه عربی سوم تجربی ور یاضی



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 3 مهر 1394-03:38 ب.ظ

نویسنده : امیرپاشایی

متن و ترجمه عربی سوم تجربی ور یاضی

لدَّرسُ الأوّلُ

إلَهى إلهَى فقیـرٌ أتاك!

إلَهى

﴿هَبْ لَنا من لَدُنْكَ رحْمةً  إنَّك أنت الوهَّابُ﴾

﴿رَبَّنا و آتِنا ما وَعَدْتَنا علی رُسُلِكَ﴾

﴿یَومَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِن خَیْرٍ مُحْضَراً﴾

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فـى قلبـى نوراً و بَصَراً و فَهْماً و علما.ً

اَللّهُمَّ أنْطِقْنـى بِالْهُدی و ألْهِمْنـى التَّقوَی و وَفِّقْنـى لِلَّتـى هى أزكَی.

إلَهى إنْ كنتُ غَیْرَ مُسْتَأهِلٍ لِرحْمَتك فَأنْتَ أهلٌ أنْ تَجوُدَ عَلَىَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ .

﴿ واللّهُ یَعِدُ كُمْ مغفرةً منه و فَضْلاً ﴾

إلَهى

لِقاكَ هَواﻯَ رِضاﻯ مُنَاﻯَ                فَهَبْ لـﻰ لِقاكَ و هَبْ لـﻰ  رِضاكْ

درس اول

خدایا خدایا فقیری به سوی تو آمده است

خدایا

از جانب خود رحمتی بر ما ارزانی دار زیرا تو بسیاربخشنده هستی.

پروردگارا، آنچه را كه به وسیله‌ی فرستادگانت به ما وعده داده‌ای، به ما عطا كن!

روزی كه هر كسی، آنچه را از كار نیك به جای آورده، حاضر شده می‌یابد.

پروردگارا، در دلم نور و بینایی و فهم و دانش قرار بده.

پروردگارا، مرا با هدایت به سخن بیاور و به من پرهیزكاری الهام كن و مرا به روش الهی موفق كن.

الهی، اگر من سزاوار رحمت تو نیستم توخود سزاواری كه با لطف بی‌كران خود، بر من بخشش روا داری.

و خداوند به شما وعده‌ی آمرزش و بخشش از جانب خود می‌دهد.

ای خدای من

دیدار تو میل و خواسته‌ی من و خشنودی تو آرزویم است .

پس دیدار و خشنودیت را به من عطا كن (برایم فراهم كن).

 

درس دوم


الدَّرس الثَّانـى

شَمْسُ الْعَدالة

الْمَشْهَدُ الأوَّل

مدینة الأنبار

أسَمِعْتُم أنَّ خلیفَةَ الْمُسلمیـنَ یأتی إلـى مدینة الأنبار؟

نَعَم ... و سَنَسْتَقْبِلُه بِحَفاوةٍ.

    یَجِبُ أنْ لا نَسْمَحَ لِلْفُقراءِ و الْمساكیـنِ أنْ یأتوا إلی الاستقبال!

سوف نستَقْبِلُه كما كُنّا نَسْتَقْبِلُ ملوكَنا السّاسانیّیـن فـى الْماضـى!

حَسَنٌ ... حَسَنٌ ...!

فـى الْیوم الْمَوعود

خَرَجَ الأغنیاءُ و الْمُتْرَفونَ إلی بابِ الْمدینةِ.

جاء الأمیـرُ ... جاء الأمیـرُ ...

حینَئذٍ نَزَلَ الرّاكِبونَ مِن مَرا كِبِهم لاسْتِقبالِ أمیـرِالْمؤمنیـن و قاموا بتَبْجیلِه كعادتِهم

فـى اسْتقبالِ الْملوكِ ...

تَعَجَّبَ الإمامُ علـﻰٌّ (ع) مِن عَمَلِهِم فَصَاحَ :

ما أرَدتُم بِهذا الَّذﻯ صَنَعْتُم ؟

هذا خُلُقٌ مِنّا نُعَظِّمُ به الأمَراءَ !

و ماذا یَنْتَفِعُ الأمراءُ بِهذه الأعمالِ ؟! إِنَّكم لَتَشُقُّونَ عَلَی أنْفُسِكم عَبَثاً !

أیُّها الأمیـرُ ... ! قَدْ هَیَّأنا لكَ و لِمُرافِقیك طعاماً و لدَوابِّـكم علفاً كثیراً ! 

إنّنَا نَأبَی أن نَأكُلَ مِن أموالكم شیئاً إلّا بدَفْعِ الثَّمَنِ .

أیُّها الْخلیفةُ ! هذه هدایا ، . . .  مِن الأموال و الدَّوابِّ و ... تَعَوَّدْنا أن نُقَدِّمَ مِثلَها لِمُلوكِنا . . .  نَرجو أن تَقْبَلَها . . .  !

إن أحْبَبْتُمْ أنْ نأخُذَها فلابأسَ ... ! نَحْسِبُها مِن خَراجِكم !

أتَمْنَعُنا  أن نُهْدِﻯَ ؟! و قد تَعَوَّدْنا أن نأمَنَ غضَبَ الْملوكِ بتقدیـمِ الْهَدایا !

لا ... لا ... إنْ أبْغَضَكم أحَدٌ فأخْبِرونا !

درس دوم

خورشید عدالت

پرده‌ی اوّل

شهر انبار

آیا شنیده‌اید كه خلیفه‌ی مسلمانان به سوی شهر انبار می‌آید؟

آری ... و به گرمی از او استقبال خواهیم كرد.

نباید به فقیران و درماندگان اجازه دهیم كه به پیشواز بیایند!

از او استقبال خواهیم كرد، همان‌طور كه از پادشاهان ساسانی خودمان در گذشته استقبال می‌كردیم.

خوب است ... خوب است ...!

در روز مقرّر

ثروتمندان و توانگران به سوی دروازه‌ی شهر روانه شدند.

امیر آمد... امیر آمد...

در این هنگام سواران از مركب‌های خود (اسب‌های خود) برای استقبال امیر مؤمنان پیاده شدند و برای بزرگداشت و احترام به او مطابق عادتشان در استقبال از پادشاهان، اقدام كردند.

امام علی (ع) از كار آن‌ها تعجّب نمود، پس فریاد زد:

منظورتان از این كاری كه كردید، چیست؟

این عادت ماست، با آن حاكمان (پادشاهان) را گرامی می‌داریم.

با این كارها فرمانروایان چه نفع و سودی می‌برند؟ همانا شما بیهوده خودتان را به زحمت و مشقّت می‌افكنید.

ای امیر... ! برای تو و همراهانت غذایی و برای چارپایان شما علفی فراوان تهیّه كرده‌ایم.

همانا ما از خوردن چیزی از اموال شما خودداری می‌كنیم مگر با پرداختن مبلغ (بهای آن).

ای خلیفه! این‌ها هدیه‌هایی هستند ... از اموال و چارپایان و ... عادت كرده‌ایم كه مثل آن‌ها را به پادشاهانمان تقدیم كنیم ... امیدواریم كه آن‌ها را از ما قبول كنی ...!

اگر دوست دارید كه آن‌ها را بگیریم، عیبی ندارد و آن‌ها را به عنوان مالیات و خراجتان حساب می‌كنم!

آیا مانع هدیه‌دادن ما می‌شوی؟! درحالی كه ما عادت كرده‌ایم كه از خشم پادشاهان با دادن هدیه‌ها، در امان باشیم!

نه ... نه ... اگر كسی شما را ناراحت كرد، مرا خبردار سازید.

الْمَشهَدُ الثّانـى     

و بعد مُرور زمَنٍ ...

كانت الأیّامُ قریبةً من عیدِ الأضْحَی ... فكانَ النّاسُ فـى فَرَح ٍو سُرورٍ . ذَهَبَت ابْنةُ أمیـرِالْمؤمنیـنَ إلی مسؤولِ بیتِ الْمالِ و اسْتَعارَتْ منه عِقْدَ لؤلؤ لِمدّةِ ثلاثةِ أیّامٍ ... 

رَأی علىٌّ (ع) الْعِقدَ فَأخَذَهُ و جاءَ إلی مسؤولِ بیتِ الْمالِ و قالَ :

ما هذا ؟! أتَخونُ الْمُسلمیـنَ ؟!

یا علىُّ ! ما نَسیتُ عَهدى و مسؤولیَّتـى ! إنَّها قد أخَذَت الْعقدَ أمانةً مَردودةً مَضمونةً إنَّها لو كانَتْ أخَذَتْها علی غیـرِ أمانةٍ لَقَطَعتُ یدَها علی سَرِقَةٍ ! ...

اِحذَرْ أنْ تَعودَ لِمثلِ هذا الْعملِ و إلا تَنالُك عُقوبتـى!

سَمِعَتْ ابنتُهُ بالأمرِ فقالت :

یا أبَتاه . . .  ! أنا بنتُ خلیفةِ الْمسلمیـنَ . . . !

فأجابَ : یا بنتَ علـﻰِّ بنِ أبـﻰ طالبٍ ! أتَتَزَیَّنُ كُلُّ نساءِ الْمهاجرینَ فـى مثلِ هذا الْعیدِ بِمثلِ هذا ؟!

پرده‌ی دوم

و بعد از گذشت مدّتی ...

روزها نزدیك عید قربان بود ... مردم در شادمانی و سرور بودند. دختر امیر مؤمنان نزد مسؤول بیت‌المال رفت و از او گردن‌بند مرواریدی به مدّت سه روز به امانت گرفت.

علی (ع) گردن‌بند را دید و آن را گرفت و نزد مسؤول بیت‌المال آمد و گفت:

این چیست؟ آیا به مسلمانان خیانت می‌كنی؟!

ای علی! عهد و پیمان و مسؤولیّت خود را فراموش نكرده‌ام. او گردن‌بند را به صورت امانتی قابل برگشت و تضمینی گرفته است.

اگر او آن را به صورت غیر امانت می‌گرفت، بی‌شك دستش را به خاطر دزدی قطع می‌كردم ... بپرهیز از این كه بار دیگر به انجام دادن چنین كاری دست بزنی، در غیر این صورت مجازات من به تو می‌رسد!

دخترش دستور را شنید، پس گفت: ای پدرجان (پدرم) ...! من دختر خلیفه‌ی مسلمانان هستم ...!

پس پاسخ داد: ای دختر علی بن ابی‌طالب! آیا تمامی زنان مهاجر در این چنین عیدی با چیزی همانند این، خود را می‌آرایند؟!

 

درس سوم


اَلدَّرسُ الثّالِث

﴿ سَنُریهِم آیاتِنا . . . ﴾

نَزَّلَ اللّهُ الْقرآنَ تَنْزیلاً لِهدایةِ الإنسانِ ﴿ إنَّ هذا الْقرآنَ یَهْدﻯ لِلَّتـﻰ هى أقْوَمُ﴾  فالْقرآنُ یُخاطِبُ جَمیعَ أبناءِ الْبشرِ بِثَقافاتِهِمُ الْمختلفةِ علی مَرِّ الْعُصورِ .

فلِهذا نَرَی أسالیبَ دَعوَتِه یَختلِفُ بعضُها عن بعضٍ اخْتلافاً كبیـراً . فقَدِ اسْتَخدَمَ الْقرآنُ الْبـراهیـنَ و الأدلَّةَ الْمتنوّعةَ لِتَشْمُل جَمیعَ الْفئاتِ الْمختلفةِ  ﴿ و لقد صَرَّفْنا فـى هذا الْقرآنِ لِلنّاسِ مِن كلِّ مَثَلٍ﴾

و الآیاتُ الْعلمیّةُ فـى الْقرآنِ هى بعضُ هذهِ الْبـراهیـنِ الّتـى تُخاطِبُ الإنسانَ الّذى لا یَطمئنُّ قلبُه اطمئناناً تامّاً إلّا عن طریقِ الْعلمِ و التّجربَةِ .

و إلیكَ الآنَ بعضَ هذه الآیاتِ :

ظُلُمات الْبحرِ

﴿أو كَظُلُماتٍ فـى بَحْرٍلُجّىٍّ یَغشاه مَوجٌ مِن فَوقه مَوجٌ...ظلماتٌ بعضُها فوقَ بعضٍ ﴾

أخبَرنا الْقرآنُ عن ظاهرةِ ظلْمةِ الْبحرِ إخباراً عجیباً و هذا أمرٌ لم یُكْتَشَفْ إلّا فـى الْقرنِ الأخیـرِ .

لقد كان الإنسانُ فـى الْماضـﻰ لا یَستطیعُ أن یَغوصَ فـى الْبحرِ أكثرَ من عِشرینَ متراً ... و لم تكُنْ هناك ظلمةٌ ...

و لكنَّه الآنَ یَغوصُ فـى أعماقِ الْبحارِ غَوصاً أكثرَ مِن مِائَتَـى مترٍ بواسطةِ الْمُعَدَّاتِ الْحدیثةِ فنَجِدُ هناك ظَلاماً شدیداً . . .

تُعطینا الآیةُ صورةً أخْرَی عن الْبحرِ و هى وجودُ طبقاتٍ مُختلفةٍ من الظّلمةِ ، بعضُها أظْلمُ من الاُخرَی !

درس سوم

به زودی نشانه‌های خود را به ایشان نشان خواهیم داد

خداوند قرآن را به تدریج برای هدایت انسان فرستاد (مسلّماً این قرآن به آیینی كه استوارتر است هدایت می‌كند) قرآن تمام افراد بشر را با فرهنگ‌های متفاوتشان و در تمام زمان‌ها، مورد خطاب قرار می‌دهد.

به همین خاطر است كه می‌بینیم شیوه‌های دعوتش با یك‌دیگر اختلافات فراوانی دارد. قرآن حجّت‌ها و دلایل گوناگونی را به كار گرفته است تا تمامی گروه‌های مختلف را در بر بگیرد. (و به راستی ما در این قرآن از هرگونه مثلی برای مردم آشكار و روشن ساخته ایم).

و آیات علمی در قرآن برخی از این استدلال‌ها هستند كه انسانی را كه دلش كاملاً آرام ومطمئن نمی‌شود مگر از راه دانش و تجربه، مخاطب قرار می‌دهند.

و اینك به بعضی از این آیات توجّه كن:

تاریكی‌های دریا

(یا مانند تاریكی‌هایی در دریایی ژرف است كه موجی آن را می‌پوشاند  ]و[ روی آن موجی ]دیگر[ است... تاریكی‌هایی است كه روی همدیگر قرار گرفته اند.)

قرآن درباره‌ پدیده‌ی تاریكی دریا به گونه‌ی شگفت‌انگیزی به ما خبر داده است و این موضوعی است كه كشف نشده مگر در قرن اخیر.

در حقیقت انسان در گذشته قادر نبود كه بیشتر از بیست متر در دریا غواصی كند (به زیر آب برود) ... و در آنجا تاریكی نبود .

اما هم اینك او (انسان) در اعماق دریا به كمك تجهیزات جدید بیشتر از دویست متر به خوبی غوّاصی می‌كند و در آن جا تاریكی شدیدی می‌یابیم...

آیه شكلی دیگر از دریا را به ما می‌دهد (نشان می‌دهد) و آن طبقات مختلف از تاریكی است كه هر از دیگری تاریك‌تر هستند.

قد أثْبَتت الاكْتشافاتُ الْحدیثةُ أنّ الشُّعاعَ الضَّوئـﻰَّ یَتَكَوَّنُ مِن سبعةِ ألوانٍ . فاللَّونُ الأحْمرُ أوّلُ لونٍ یَختَفـى فـى الْبحرِ! فَإنْ جُرِحَ غوّاصٌ جَرْحاً شدیداً وسالَ منه الدّمُ ، لا یَرَی دمَهُ إلا باللّونِ الأسودِ !

و كُلُّ لَونٍ یَختفـى ، یُسَبِّب جزءاً مِن الظّلمةِ و آخِرُ الألوانِ هو اللّونُ الأزرقُ الّذى یَختفـى فـى عمقِ 200 متر (مِائَتَـىْ مترٍ) و مِن هناك ظلمةٌ كاملةٌ !

قرین الْمادّة

﴿و مِن كلِّ شىءٍ خَلقْنا زَوجَیْنِ لَعلّكم تَذَكَّرونَ ﴾

خَلَقَ اللّهُ الإنسانَ و جعَلَهُ زوجَیْنِ ذَكراً و أنْثَی ﴿إنّا خَلَقناكم من ذَكَرٍ و أنثَی﴾ و لم یقتَصِرْ هذا النّظامُ علی الإنسانِ بل شَمَلَ عالَمَ النّباتاتِ ﴿ و مِن كُلِّ الثَّمراتِ جَعَل فیها زَوجَیْنِ اثْنَیْنِ﴾

إضافةً إلی ذلك نَری‌ فـى الآیةِ التّالیةِ شُمولاً أكبَر و أعمَّ ﴿ومِن كلِّ شىءٍ خَلَقْنا زوجَیْنِ . . . ﴾

فكلمةُ "شىء" تدُلُّ علی الْجَماد أیضاً ! فَهَل فـى الْجَمادِ زَوجانِ ؟!

فـى السّنواتِ الأخیـرةِ اكْتَشَفَ علماءُ الْفیزیاء أنّ الإلكترونَ حینما یَدورُ حولَ نَواةِ الْمادّةِ ، كَأنَّ هناك جُسَیْماً مَجهولاً آخرَ یَحمِلُ شِحْنَةً تُخالفُ شِحنةً الإلكترونِ . سُمِّـﻰ بـ  "قرینِ الْمادّة" فَاسْتَنْتجَ الْعلماءُ أنَّ لكلِّ جسمٍ قریناً.

اكتشافات جدید ثابت كرده‌اند كه پرتو نور از هفت رنگ تشكیل می‌شود (به‌وجود می‌آید). و رنگ سرخ اوّلین رنگی است كه در دریا مخفی و محو می‌شود، یعنی، اگر غوّاصی بشدّت مجروح گردد و خون از او جاری شود، خونش جز به رنگ سیاه مشاهده نمی‌شود .

پادمادّه

وهر رنگی كه مخفی و پنهان می‌شود (محو می‌گردد) بخشی از تاریكی را به‌وجود می‌آورد و آخرین رنگ‌ها همان رنگ كبود (آبی) است كه در عمق دویست‌متری پنهان می‌گردد و از آن جا {به بعد} تاریكی مطلق است.

 (و از هر چیزی دو گونه (نر و ماده) آفریدیم، امید است كه متذكّر شوید)

خداوند انسان را آفرید و از او جفت نر و ماده قرار داد (همانا ما شما را از مرد و زنی آفریدیم) و این دستگاه {آفرینش} به انسان بسنده نكرد (محدود نشد) بلكه عالم گیاهان را در برگرفت (و از هر گونه میوه‌‌ای در آن، دو جُفت قرار داد)

علاوه بر آن در آیه‌ی بعدی شمول و گستردگی بیشتری می‌بینیم (و از هر چیزی جفت آفریدیم) و كلمه‌ی "شی‌ء" بر جامد نیز دلالت می‌كند! پس آیا در جمادات نیز زوج (نر و ماده) وجود دارد؟!

و در سالیان اخیر دانشمندان فیزیك كشف كرده‌اند كه الكترون زمانی كه پیرامون هسته‌ی ماده می‌چرخد، گویی آن جا جسم كوچك نا شناس دیگری هست كه باری را حمل می‌كند كه مخالف بار الكترون است و "پادِ ماده" نامیده شده (نامیده می‌شود) پس دانشمندان نتیجه گرفتند كه هر جسمی ضدّی دارد.

إنَّ الْفیزیائىَّ الْمسلمَ محمّداً عبدَالسَّلامِ الْحائزَ علی جائزةِ نوبِلَ فـى الْفیزیاءِ و الَّذى قامَ بأبْحاثٍ مهمّةٍ فـى موضوعِ قرائنِ الْمادّة ، صَرَّحَ بعدَ حُصولِهِ علی الجائزةِ تصریـحاً عجیباً حیثُ یُشیـرُ إلی أنَّ الآیةَ الْقرآنیّةَ:

﴿ومن كلِّ شىءٍ خَلَقنا زَوجَیْنِ . . . ﴾ كانَت بِمَثابةِ شُعورٍ خَفىٍّ و إلْهامٍ قوىٍّ  له أثناءَ أبْحاثه عن قرائن الْمادّةِ !

إنَّ ورودَ هذه الْحقائقِ الْفَخْمَةِ و الدّقیقةِ علی لسانِ إنسانٍ أمّىٍّ عاشَ فـى بیئةٍ أمّیّةٍ دلیلٌ

علی أنّه تَلَقّاها مِمَّن یَعلَمُ السّرَّ فـى السّماواتِ و الأرضِ :

﴿ قُلْ أنزَلَهُ الّذﻯ یَعلَمُ السّرَّ فـى السّماواتِ و الأرضِ﴾

همانا فیزیك‌دان مسلمان- محمّد عبد السَّلام- برنده‌ی جایزه نوبل در فیزیك و كسی كه پژوهش‌های مهمّی در موضوع پادمادّه ها  انجام داده است، بعد از دستیابی‌اش به جایزه بیانات شگفت‌آوری را اظهار كرده‌است، در آن‌جا كه به آیه‌ی قرآنی اشاره می‌كند (و از هر چیزی دو گونه "نر و ماده" آفریدیم ...) كه این آیه همانند احساسی پنهانی و الهامی قوی برای او در خلال پژوهش‌هایش درباره‌ی پادِ مادّه‌ها بوده است.

در حقیقت ورود این حقایق بزرگ و دقیق بر زبان انسانی درس نخوانده كه در محیطی بی‌فرهنگ زندگی كرده است، دلیلی است كه او آن‌ها را از كسی كه راز آسمان‌ها و زمین را می‌داند،‌ فرا گرفته است (بگو كسی كه راز آسمان‌ها و زمین را می‌داند،‌ آن را فرو فرستاد . . .

 



نظرات() 
feet problems
شنبه 25 شهریور 1396 08:12 ق.ظ
I got this web page from my pal who shared with me concerning this web site and at the moment this time I am browsing this website and reading very informative
articles at this place.
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 09:55 ق.ظ
Greetings! Quick question that's completely off topic.
Do you know how to make your site mobile friendly? My blog looks weird
when browsing from my iphone. I'm trying to find a theme or plugin that might
be able to fix this issue. If you have any suggestions, please share.
With thanks!
Why do they call it the Achilles heel?
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:20 ق.ظ
Hi, its pleasant paragraph about media print, we all understand media is a wonderful source
of facts.
https://risadoren.wordpress.com/2015/06/23/contracted-toe-causes
شنبه 14 مرداد 1396 06:58 ق.ظ
If you desire to take a great deal from this
piece of writing then you have to apply these techniques to your won webpage.
Stanton
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:38 ب.ظ
Right now it looks like Drupal is the preferred blogging platform available right now.
(from what I've read) Is that what you are using on your blog?
std testing at home
دوشنبه 5 تیر 1396 07:16 ق.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین اصل آیا واقعا کار خوب با من پس از برخی
از زمان. جایی درون پاراگراف شما موفق
به من مؤمن اما تنها برای while. من هنوز
کردم مشکل خود را با جهش در منطق و
شما خواهد را سادگی به پر همه کسانی شکاف.

که شما در واقع که می توانید انجام
من می مطمئنا بود مجذوب.
Wyatt
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 09:40 ق.ظ
It's going to be finish of mine day, except before end I am reading this enormous paragraph to improve my knowledge.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر